تبليغاتX
تبسم
فعالیت ادبی ترنم احساسات

در گذر زمان و در گردش مدام ماه ،  باز هم در فصلی سرد به محرم می رسیم .

 محرم که می رسد هنگامه ای از عشق بر پا می شود و دل تمام عاشقان روانه کربلا می شود .کربلایی که اقامت گاه عشق است .

 محرم که می رسد عطش را ،  رشادتهای عباس را به یاد می آوریم که چگونه آن ساقی سر مست در دشت فرات عشق را نمایان کرد وقتی از زین به زمین افتاد و بالهای زخمی اش را به سوی  آسمان پرواز داد.

 محرم که می رسد حسین را به یاد می آوریم . حسینی که در آن  ظهر پر آشوب در میان صدای چکاچک شمشیر ها عاشقانه  به اقامه نماز ایستاد . حسینی که در هنگام نبرد آسمان هم محو تماشای فداکاری او شده بود .

 محرم که می رسد ایثار را اسارت را به یاد می آوریم و به خود می بالیم که عشق حسین را در دل داریم . عشق به حسین خیمه ای  همیشه برپاست . خیمه ای به وسعت  تمام آسمانها که در سایه سار آن با قطره های زلال اشک ، دل غبار گرفته از معرفت حسین را شستشو می دهیم و عطش تشنگی خود را با عشق به حسین سیراب می کنیم

مباد روزی که بی محبت او زندگی کنیم .        با تشکر مربی ادبی مرکز آوج  

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 15:38  توسط  مربی ادبی   | 

خبر، خبر ،  یک مسابقه  

 تب و تاب برگزاری مشاعره  آوای عاشورایی  

بدین منظور اشعار مختلف را با استفاده از منابع موجود  جمع آوری و تدوین نموده و با تکثیر در اختیار اعضا قرار داده ام تا در فرصت مناسب مطالعه و فرا گیرند .
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 15:38  توسط  مربی ادبی   | 

 

خاطرات جشنواره یک هفته با کانون

اصلا فکر نمی کردم اسمم را روی تابلوی گلچینی از گلستان بزنید . خیلی خوشحال شدم ، خیلی ممنونم پیش دوستانم روسفید شدم .    مولود حسنخانی عضو برتر در مسابقه قصه گویی استان .

 امروز یک شنبه است ما بچه های مدرسه 13 آبان  به کانون آمدیم در اینجا برنامه هایی برای ما اجرا کردند ، ما با سیب زمینی شکلهای مختلفی درست کردیم و با اثر انگشت گل زیبایی را تکمیل کردیم و روی پارچه آرزوهایمان را نوشتیم و با دیگر بچه ها یک نشریه دیواری در باره روز جهانی کودک درست کردیم و به یک فیلم کارتونی کوتاه هم تماشا کردیم و به ما خوش گذشت .    آیلار افتخاری نام پدر اصغر

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 17:50  توسط  مربی ادبی   | 

سلام برتو ای مولای مهربان ؛

 ای آنکه به یمن آمدنت هزاران اطلسی رویید و فضای آسمان مدینه را عطرآگین کرد . سلام بر تو که دیده ها را روشنی می بخشی و از زلالی قلبت دلهای تشنه را سیراب می کنی . سلام بر تو که ستاره ی روشن شبهای مدینه بودی و اکنون این ایران است که از برکت حضور تو آسمانی شده . تویی که ضریح طلایی ات محل تبرک بالهای فرشتگان آسمان و گره گشای بالهای زمینیان است و حال ما زائران بر خود می بالیم از حضور تو و به نامت که توسل افتادگان و امید بخش غم دیدگان است افتخار می کنیم .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 12:31  توسط  مربی ادبی   | 

 

 تومار دل خواسته ها

سلام ای کودکان بی ریا ؛ ای کسانی که لبخند خدا هستید و با دلهای پاکتان دنیا را از عطر گلهای بهاری لبریز می کنید  ای گلهای خوشبو دنیای خود را بزرگ کنید با آرزوهای بزرگتان ، تمام ستاره های آسمان انتظار شنیدن آرزوهای شمارا می کشند تا با طعم شیرین رسیدن به آن آرزو لبخند را برای همیشه بر چهره ی شما بگذارند،  پس برایمان بنویس از آرزوها و دلخواسته هایت ...  با تشکر مربی ادبی مرکز آوج

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 12:29  توسط  مربی ادبی   | 

سلام ای نوگل خندان ، ای آنکه لبخند خدا هستی . به بوستان علم و دانش خوش آمدی . ای گل خوشبو،  پاییز از راه رسید و تو می خواهی به همراه دوستانت در کلاس مهربانی از معلم عزیزت مهرورزی را بیآموزی . پس قلب کوچکت را سر شار از شادی کن زیرا که دستان مهربان اونوازشگر تو خواهد بود و او نگفته های زیادی را که در دنیا برای دانستن و یاد گرفتن است به تو می آموزد و تو با همان دستان کوچکت فردای بزرگی را برای خود نقاشی می کنی .

                                                  با تشکر مربی ادبی مرکز . 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 11:2  توسط  مربی ادبی   | 

 

 پرستوهای بهشتی

درد و رنج تو را می شناسم ای کودک فلسطینی . ای آنکه سالهاست سنگهای کوچه جای اسباب بازیهای تو را گرفته و صدای گلوله ها و خمپاره آواز دلنشین لالایی مادرت را از یاد تو برده . ای کودک مظلوم فلسطینی خوب می دانم که چه دشوار است در مقابل چشمانت عزیزان و هم وطنانت را به خون غلتیده ببینی ، اما بدان که خون سرخ عزیزانت  کشورت را مثل باغ پر از گل زیبا کرده و بوی خوش آن گلها ست که امید پیروزی را به تو و هم وطنانت می دهد .

 با تشکر عضو مرکز فاطمه افتخاری (  حسین ) 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 11:0  توسط  مربی ادبی   | 

شرکت اعضای برگزیده مسابقه شعرخوانی مرحله ی کتابخانه ای در مسابقه مرحله استانی با حضور  شاعر کودک و نوجوان  آقای بکتاش در مجتمع قزوین

 سمیرا علمشاهی -  - فاطمه افتخاری - زهرا قاسمی وند - حسین بهرامی - امیر حسین افتخاری

سمیه افتخاری عضو مهمان .   ۱۳۹۰۰۶۲۷

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 13:11  توسط  مربی ادبی   | 

 کارت پستال سال اولی ها

سلام بر تو ای فرشته کوچک خدا در روی زمین سلام بر تو که با دستان کوچکت روح بزرگ خود را در آسمان پرواز دادی . سلام بر تو که در اولین بهار بندگی ات سی روز از روزهای گرم تابستان را مهمان خدا شدی و روزی پنج بار در سجاده ات ایستادی و از خدا به خاطر تمام خوبیها و مهربانی هایش تشکر کردی . و اکنون ای فرشته ی زمینی شیرینی مناجات با خدا گوارایت باد .

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 11:28  توسط  مربی ادبی   | 

شیرین ترین روزه ی من

 باز هم ماه رمضان آمد و ما دوباره به مهمانی خدا دعوت شده ایم و همه ی ما از این دعوت خوشحالیم . شیرین ترین روزه ای که من گرفتم پارسال بود . آن موقع من هنوز به سن تکلیف نرسیده بودم . آن روز خدا به من کمک کرد تا احساس گرسنگی نکنم و یک روزه کامل بگیرم . موقع افطار احساس خیلی خوبی داشتم که توانسته بودم یک روز از روزهای خوب خدا را مهمانش باشم . مادر و پدرم هم خیلی خوشحال بودند که من توانسته بودم یک روزه ی کامل بگیرم .  آن ها برای من هدیه ای هم گرفته بودند و کنار سجاده ام گذاشته بودند . من از دیدن آن هدیه خیلی خوشحال شدم .  بعد از افطار من متوجه شدم که آن شب ،  شب قدر است من هم باپدر و مادرم تا نصفه شب بیدار ماندم و با خدای مهربان حرف زدم و برای همه ی بنده ها یش دعا کردم

کیمیا کریمی    - سوم ابتدایی  -    عضو مرکز آوج

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 14:21  توسط  مربی ادبی   |